محمد مؤمن بن محمد زمان الطبيب التنكابني ( حكيم مؤمن )
170
تحفة المؤمنين ( تحفه حكيم مؤمن ) ( فارسى )
[ 168 ] حبّ الديدان الطوال : برنگ مقشّر ، هليلهء اصفر و آمله ، پنج مثقال و نيم ؛ تربد ابيض ، سه مثقال ؛ فانيد ، مثل ادويه . شربتش شش درهم به آب گرم . [ 169 ] حبّ قوقايا : جهت تنقيه دماغ و امراض باردهء آن ، به غايت نافع [ مجرب ] است و قوقا يا ، به لغت يونانى به معنى حاق وسط رأس است و چون اين حبّ جذب اين مواد از آنجا مىكند ، لهذا مسمى به اين اسم شده . صفت آن : صبر ، افسنتين ، مصطكى و غاريقون ، بالسوية ؛ شحم حنظل و سقمونيا ، از هر يك نيم جزء . قدر شربت ، از يك مثقال تا يك مثقال و نيم . حبّ قوقايا مستعمل ابوى ( ره ) : ايارج فيقرا [ ده درهم ] ؛ شحم حنظل ، [ سه درهم ] ؛ سقمونيا ، [ دو و نيم درهم ] ؛ هليله زرد ، [ پنج درهم ] ؛ اسطوخودوس ، [ پنج درهم ] ؛ تربد سفيد ، [ پنج درهم ] ، حبّ ساخته ، يك مثقال و نيم را تناول نمايند . [ 170 ] حبّ منتن : جهت فالج و رعشه و امراض بلغمى ، به غايت نافع است . صفت آن : ايارج فيقرا ، ده مثقال ؛ شحم حنظل ، [ پنج درهم ] قنطوريون رقيق ، [ پنج درهم ] عصارهء قثاء الحمار ، فرفيون ، [ دو درهم و نيم ] ؛ جندبيدستر ، [ يك درهم ] ؛ فلفل ، [ يك درهم ] ؛ حلتيت ، [ يك درهم ] ؛ سگبينج ، [ يك درهم ] ؛ جاو شير ، [ يك درهم ] ؛ شيطرج ، [ يك درهم ] خردل از هر يك ، يك مثقال ، صموغ را در آب سداب حل كرده ، حبّها سازند و دو مثقال و نيم قدر شربت است . [ 171 ] حبّ افتيمون : جهت اخراج سوداى كسى كه قادر بر شرب مطبوخ نباشد . صفت آن : افتيمون ، دو مثقال ؛ بسفايج و غاريقون ، از هر يك دو مثقال ؛ خربق اسود و ملح هندى ، از هر يك پنج مثقال ؛ اسطوخودوس ، هفت مثقال و ايارج ، ده مثقال . شربت دو مثقال . [ 172 ] حبّ شبيار : اين حبّ را شبيار از اين جهت نامند كه وقت استعمالش شب است جهت تنقيهء سر و دل از سودايى كه متولد از بلغم باشد . صفت آن : تربد ، افتيمون ، غاريقون ، اسطوخودوس و هليلج كابلى ، از هر يك ، يك جزء ؛ فيقرا ، يك جزء و نيم ؛ عود هندى ، نيم جزء . شربت ، از يك مثقال تا دو درهم . [ 173 ] حب شبيار نوع ديگر : جهت تنقيهء دل و دماغ از سودايى كه از نفس سودا به هم رسيده باشد . صفت آن : هليلهء كابلى و افتيمون ، از هر يك ، يك جزء ؛ فيقرا ، يك جزء و نيم ؛